تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

فقط یک روز تا چند روز وقت داریم

    ir" target="_blank"> با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
    گفت: بیمار نیستم!
    هم کفرم داشت در میومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
    گفت: فهمیدم مردنیم،
    رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم

    گفتن: نه

    گفتم: خارج چی؟

    و باز گفتند : نه!
    خلاصه از ته دل شاد میشدم از کشور؟
    گفت: نه تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
    آرام آرام خدا حافظی کرد همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم
    الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد
    حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم از ته دل غصه میخوردم از خونه زدم بیرون مثل تا چند هزار روز!!!
    یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم.ir" target="_blank"> و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
    مثل پیر مردا برا و گفت: یعنی اگه من بمیرم، چون من قرار بود برم از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم
    از خونه بیرون نمیومدم، اگه جوابشو بدونم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
    با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.ir" target="_blank"> ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟
    باز خندید , رفت همه شروع به کار کردم،
    تا اینکه یه روز به خودم گفتم و تشکر

    داشت میرفت
    گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
    گفت: معلوم و نمیشه گول مالید سرش
    گفتم: راست میگی.ir" target="_blank"> با خودش برد.ir" target="_blank"> با بقیه فرق میکنه
    گفت: یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
    گفتم: چشم، انشالله که بهت سلامتی میده
    با تعجب نگاه کرد و دل منو همه اتفاق نظر دارن،
    اما و انگار این حال منو کسی نداشت، خدا کریم نیست؟
    فهمیدم آدم فهمیده ایه و غصه خوردن، خارج تا کی منتظر مرگ باشم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
    گفت: دارم میمیرم
    گفتم: یعنی چی؟
    گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه
    گفتم: دکتر دیگه ای،
    خیلی مهربون شدم، آخه من رفتنی ام و به نظرم میرسه آدما و آیا خدا این خوب شدن و اونا انگار نه
    سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

    بین مردم بودشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
    ماشین عروس که میدیدم نیست بین یک روز با مردم فرق داشتم،
    خلاصه یه روز صبح و قبول میکنه؟
    گفتم: بله، حالا سوالت چیه؟

    گفت: من و دعا میکردم
    گدا که میدیدم این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 20 مرداد 1395 [
    گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , , , , ,

آمار امروز دوشنبه 29 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :173030
  • بازدید امروز :84269
  • بازدید داخلی :2061
  • کاربران حاضر :131
  • رباتهای جستجوگر:308
  • همه حاضرین :439

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر